عبدالله مستوفى

358

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

اجازه حاصل كرده و اجازه داده بود ، ورق برگشت و دبه درآورد . در سر اين دبه خيلى بين شوستر و سفارت مذاكره شد و تا يكماهى هم قضيه بين طرفين لا ينحل ماند . غير از دمكراتها ، سايرين همه استخدام يكنفر انگليسى آن هم وابستهء نظامى سفارت دولت مشاراليها و مداخلهء او را در كار ماليه بيرويه ميدانستند و معتقد بودند كه همان ماژورمرل « 1 » امريكائى كه شوستر براى اين كار استخدام كرده است ، مناسب‌تر است . ولى كجا اين حرف‌ها به گوش شوستر فرو مىرفت و با اختياراتى كه داشت چگونه ممكن بود او را از اين عمل بازداشت . مجلس ، بعد از استماع خبر آمدن محمد عليشاه بگمش‌تپه ، براى سر او صد هزار تومان قيمت تعيين كرد و همچنين در مقابل تمرد سالار الدوله و شعاع السلطنه رأى داده بود كه تمام دارائى آنها بنفع دولت ضبط شود . مجرى اين امر اخير هم البته خزانه‌دارى كل بود . همين كه محمد عليشاه از خاك ايران خارج شد ، شوستر باز هم بتحريك دمكراتها بفكر اجراى اين امر مجلس افتاد . اعتداليها و هيئت وزراء ، از نقطه‌نظر تشبثات خارجى بخصوص دربارهء شعاع السلطنه ، معتقد نبودند كه اين راى مجلس لا محاله در آن روزها اجرا شود زيرا شعاع السلطنه يكى از تحت الحمايه‌هاى روسها بود ، اگرچه خود او غائب و تا اينوقت هم دولت با او تماسى پيدا نكرده بود كه سفارت علنا از او حمايت كند ، ولى معلوم نبود كه در موقع پيش‌آمد ، از حمايت او خوددارى نمايد و به همين نظر معتقد بودند كه نبايد بضبط اموال شعاع السلطنه مبادرت شود زيرا در اين صورت كار از پرده بيرون مىافتاد . دمكراتها برويهء خود كه همواره ميخواستند اختلاف كلمه بين هيئت دولت و شوستر ايجاد كنند ، شوستر را اغوا و اين تحت الحمايگى را كه واقعا حرف زورى بود ، واهى قلمداد كردند و شايد بعضى از افراد هيئت دولت را هم در اين اظهارات بنفع شعاع - السلطنه ذينفع قرار دادند و شوستر را در فكر خود تشويق و تحريص نمودند . يكى از دارائيهاى شعاع السلطنه باغ و عمارتى بود كه در بالاى باستيان ، در خيابان سپه امروزه ، داشت كه خانواده او در آن مسكن داشتند . همين كه سروصداى ضبط احتمالى باغ بلند شد ، عده‌اى سالدات روس در آنجا اقامت كرد . اين رفتار بيشتر شوستر را باقدام فورى تحريك كرد و ماژور امريكائى خود را با عده‌اى ژاندارم ماليه مأمور كرد كه سالداتها را از عمارت و باغ شعاع السلطنه بيرون كرده ، آنجا را متصرف شوند و اين كار طورى بفوريت انجام گرفت كه سالداتها مجال استمداد از مركز خود نكرده ، در ظرف يكساعت باغ به تصرف ژاندارمهاى ماليه درآمد و سالدات‌ها ناگزير بمركز خود رفتند . عين اين عمل در همان‌روز در منصوريه و دولت‌آباد ، نزديك شاه عبد العظيم هم صورت گرفت و حكم مجلس اجراء شد . چنان كه ميدانيم تا اين وقت هر دفعه كه دولت با اين قماش كارها مواجه مىشد ، كوتاه مىآمد كه پرده از روى كار برداشته نشود . يا بعبارت ساده‌تر هرجا بوى تشبثى ميبرد ،

--> ( 1 ) - Morell